در سازمان مجاهدین مناسبت های زیادی در تمجید وتعریف ازمسعود ومریم هرساله با صرف هزینه های گزاف مالی در تشکیلات برگزار شده وبلافاصله از سیمای سازمان پخش میشود.  اما دو مناسبت ۱۷ ژوئن و سی مهر تبدیل به مناسبت های اصلی سازمان شده بطوری که تقریبا دوماه قبل همه برنامه ها با آن تنظیم میشود وهمان شب هم از تلویزیون پخش میشد.

به گزارش روزنه رهایی : در سازمان مجاهدین مناسبت های زیادی در تمجید وتعریف ازمسعود ومریم هرساله با صرف هزینه های گزاف مالی در تشکیلات برگزار شده وبلافاصله از سیمای سازمان پخش میشود. 
اما دو مناسبت ۱۷ ژوئن و سی مهر تبدیل به مناسبت های اصلی سازمان شده بطوری که تقریبا دوماه قبل همه برنامه ها با آن تنظیم میشود وهمان شب هم از تلویزیون پخش میشد.

 اما چرا امسال با حضور خود مریم یعنی صاحب اصلی باصطلاح انقلاب ایوئلوژیک وتعداد ثابت حقوق بگیران سخنران مراسم بیرونی نشد؟ 
علت را درتضادهای فعلی که سازمان با آن درگیر هست باید جستجو کرد 
اول : موج ریزش نیرو که ابعاد آن دارد تابلو فروپاشی را هرچه پررنگ تر میکند

تضاد اول حفظ باقی مانده تشکیلات وچاره برای فرونشاندن یا حداقل کند کردن نواخت ریزش است. در این رابطه سازمان دست به هر ترفندی زد ومی زند که بتواند نیزوها را حفظ کند مثل تهدید به قطع هزینه زندگی با وجودیکه در ژنو به آن تعهد کتبی داده بود.

کم کردن هزینه ابتدا از ۶۰ به ۴۵ و نهایتا به ۳۰ هزارلک واز گماردن شیفت ونگهبان وگشت در خیابانهای تیرانا ومقابل کافی نت ها که مبادا افرادی که بیرون می آیند با خانواده یا دوستان سابق خود تماس برقرار کنند تا محدود کردن ترددات به بهانه تهدیدات آدم ربایی .

همچنین انتقاد ار خود باسمه ای  صدیقه حسینی واحمد واقف وزهره اخیانی برای مینیمیزه کردن برخوردهای غیر انسانی تشکیلاتی در اشرف ولیبرتی هم کارساز نبود ونیست با این وجود تعداد زیادی درخواست خارج شدن از مناسبات را کرده اند که بایستی در این مراسم اورده شوند چون اگرنیاوردند تعداد آنقدرزیاد هست که خلاء آن باز بوی فروپاشی را در فضای تشکیلات می پراکند که وضعیت شکننده تشکیلات توان جمع کردن آن را ندارد. اگر هم آورده شوند که دیگر امکان پخش بیرونی مراسم منتفی میشود.

 بر خلاف نشست های سالهای قبل که از تار کردن چهره افراد که بیانگر ابعاد ریزش سالهای اخیر است دیگر نمی توان مراسم سی مهر با حضور مریم رجوی را با چهره تارشده جمعیت پخش کرد؟ پس بهتر است که از خیر پخش تلویزیونی آن بگذرد
دوم: رفع بد بینی جامعه آلبانی نسبت به حضور در سازمان در کشورشان.
جامعه آلبانی در یک حالتی از ابهام وتردید وترس به حضور سازمان در کشورشان می نگرند اینها دیگر تبلیغات دشمن واطلاعات و کذا نیست بلکه مشاهدات عینی مردم کوچه وبازارتیراناست وتنها شکل وریخت زنان ومردان که نسبت به چهل سال قبل هیچ فرقی نکرده.

شناخت کافی از عمق عقب ماندگی وفرهنگ داعشی سازمان را به مردم آلبانی رسانده هست رفتارهای دیگر مثل بستن وقرق کردن مسیر رفت وآمد شهروندان ونصب دروازه در محل ساختمان های معروف به پایگاه مفید واخیرا هم با کشف یک باند قاچاق انسان در فرودگاه تیرانا با همکاری یکی از جداشدگان وتعدادی دیگر از اتباع ایران که یک اطلاعیه پلیس درتاریخ ۱۸ اکتبر از آن خبر داد دامنه شک وتردید ها را توسعه داد البته افشاگری های جداشدگان هم نقش بسزایی در آگاه کردن شهروندان آلبانیایی داشته است .

اما وجه دیگری از سازمان که هنوزبرای مردم آلبانی رو نشده وسازمان سعی در بسته ماندن آن دارد همانا فرهنگ کیش شخصیت وفردپرستی که ویژگی اصلی همه فرقه ها واز جمله سازمان مجاهدین هست می باشد .

چون منطق وباورهای سازمان تحت عنوان رهبر عقیدتی و امام زمان بازی اصلا وابدا جایی در جوامع آزاد ندارد وبزرگترین وحشت سازمان هم از همین می باشد و با صرف هزینه های کلان از میهمانی ها ودادن هدایا ورشوه تا بحال سعی درمخفی کردن این روی خودش داشته است.

دستگاه رجوی که سالهاست با پرداخت پول های کلان روش های مافیایی سعی در سرپا ماندن داشته است در رشوه دادن مهارت زیادی دارد با واسطه قراردادن یک دیپلمات سابق نروژی نزد نخست وزیر وقت سالی بریشا با دولت این کشور وارد رابطه شد تا اشرف دیگری در این کشور راه اندازی کند. با این وجود دولت تخست وزیر ادی راما مخالف حضور سازمان در این کشور می باشد وچندین بار در پارلمان از پذیرفتن حتی موقت سازمان ابراز ناخورسندی کرده است وتا بحال هم دست بستگی های زیادی برای استقرار دستگاه و تاسسیسات مشابه اشرف ایجاد کرده است.

درواقع میتوان گفت گه سازمان خودش فضا را گرفته وسعی کرده دیگر پایش را از گلیمش درازترنکند و مهر تابان را غلاف کند.

حمیرا محمدنژاد  – زنان ایران – آلمان