کار اینها این است که ادمهارا در یک غار نگه دارن تا از دنیای خودشون خبر نداشته باشن واینها بتونن حرفهای  خودشون را درمغز افراد بکارند تا دراسارت بمانند چرا نباید اخبار دیگر کشورهارا نمی  تونم نگاه کنم چرانمی تونم انترنت نگاه کنم چرا نمی تونم سایتهای  دنیا رانگاه  کنم چون  نمی خوان از دنیا ی خودم خبر داشته باشم ودر تصور من دنیا همینجاست

به گزارش روزنه رهایی : این مقاله را که مینویسم بابت اینکه همه باید بدونن که در این فرقه وکسانی که اعضای اون هستن یک تعداد زیر فشار وبیگاری ویک تعداد که مسولین بالای این فرقه هستند راحت ودست به کار نمی زنن ومیگویند اگه اینها نبودن از نظر سیاسی ما یعنی همه که در اشرف ولیبرتی بودیم از بین میرفیتم .میگفتن شما فقط کار یدی میکنید ولی انها دارن جنگ روانی وسیاسی میکنند .وتمام کارهای یدی به عهده ی لایه ی پایین میماند وحتی سر روحیه ورفاه هم که میگفتیم میبایست کاری یا تعهدی که به مقر داده شده باید تمام شود واگه سر زمانبندی تمام کردیم انوقت از بالا دستور میاید که یک روز برای انها بگذارید که برن بیرون وگردش کنند ونهار یا شام بیرون برند انهم بشرطی که عملیات جاری وغسل ونشستهای داخل مقر گذاشته شده ویا نباشد .یکی از کارهایی که برای اذیت کردن وفشار ومشغول کردن ادمها درست میشد را برای شما میگویم .

یک روز قرارشد تعهد یک سن را برای مناسبتی درست کنیم وهوا گرم بود ودراشرف بودیم وشب وروز در گرما کار میکردیم یک روز مانده به اتمام این سن ودوروز دیگر جشن بود که برنامه اجرا  کنند ،ما سن را تمام کردیم شب دیدم که مژگان وچندتای دیگر خانم که به قول خودشون خواهران مسول امدن .ونگاهی به سن کردن وقتی که رفتن دیدم که یکی از مسولین خیلی ناراحت بود .وگفتم چی شده مژگان چی گفت .خیلی با حالت ناراحتی ودرخود گفت باید این سن دومتر بره عقب واز نو باید خراب کنیم ودرست کنیم ودومتر عقب ببریم .که درهمین درروز باقی مانده ما سن درست کردیم وانجام دادیم انقدر خسته وکوفته شده بودیم که از ۱۶نفری که کار میکردیم ۴نفر در برنامه شرکت کردن وبرای ما نگبهان هم گذاشته بودن چون درمقر بودیم .هرکاری میکردی بازهم بپایی نفر میگذاشتن که نفر چکار میکنه وباکی رابطه داره  وباکی زیادرفت وامد میکنه .اینها یک ذره اعتماد به کسی نداشتن وندارن ودرظاهر میگویند یکی از اصل تشکیلات ما اعتماد برادرانه هستش .درحالیکه ما اعتماد داشتیم واین اصل رارعایت میکردیم ولی انها نه به هیچ وجه زیربار نمی رفتن .ویکی تبعیض قائل شدن بین نفرات بودمثلا به کی خوب میرسیدن وبدون اینکه کارکنه یا مثل ما زحمت بکشه وبه یکی زیاد گیر میدادن وهرزگاهی اون صدا میزدن وبااو صحبت میکردن وسوال وجواب میکردن که چی هست وچی نیست .یکی از همه یکانی من که هنرمند بود ودربرنامه ها شرکت میکرد وتنبوروسه تار میزد واستاد هم بود وخیلی از برنامه هاشون این راه میانداخت به مدت سه ماه این التماس میکرد که بابا برای برنامه های شما هست من نیازبه تمرین دارم یک اتاق ویک کامپیوتر بدردنخور بدید من بتونم تمرین کنم واین نفر به مدت سه الی چهار ماه داشت دیونه میشد واف واف ال واف قرارگاه واف جی با او به لج افتادن طوری که مسول مستقیم هم به لج افتاده بود وهرروز خدا دعوا این نفرداشت ویک روز درهفته نبود که این نفر اعصاب راحتی داشته باشه تا اینکه این نفر از این مقر سازماندهی شد وبه مقردیگر رفت ویکی دیگر امد وانهم مثل  او هنرمند بود.این نفر که امد بعد از دوروز به او بنگال دادن وکلی وسایل برای تمرین وکلی تعظیم میکردن براش وتشویق میکردن وحلوا حلوا میکردن .درحالیکه  به نفر قبلی میگفتن نمیشه تمرین کنی چون مریض داریم ونفراستراحت میخواد بکنه نمی شه که تو بیایی تنبور یا سه تار بزنی جواب ادمها را نمیشه داد.اینجا فهمیدم که ادمهارا دسته بندی میکنند وحتی در تنظیم رابطه ها چه مسولین وچه خانومهاشون با یکی انقدر چفت وانقدر بگو بخند میکنند که حد وحساب ندارد ولی با نفراتی فقط درحد سلام هست ولاغیر .حالا یک نمونه از ۶ و۷مرداد برای شما میگویم در شش وهفت مرداد که همگی باید جلوی سیم خاردار اشرف جمع میشدیم وجلوی نیروهای عراقی را یگیریم که داخل اشرف نیان .درهمین جنگ وجدل که بودیم برای یک لحظه دیدم شش نفر نیستن وقتی که جنگ تمام شد ومستقر شدیم از یکی پرسیدم راستی فلانی وفلانی نیستن کجاهستن نیامدن .گفت چرا بابا به محض انیکه اینها رسید همین اف بهشون  گفت اینجا نمونید برید فلان کار را بکنید گفتم چه کاری .گفت راحت بهت بگم .گفتم بگو .گفت اخه اینها رابطه خیلی قوی با این اف داشتن واف انها را به بهانه کمک به امداد فرستاد امداد مرکزی

فردای ان روز من گفتم میخواهم بروم مقر کار فردی انجام بدم .ورفتم وقتی رسیدم انجا دیدم شش گل پسر نشستن دارند چای میخورند وتلویزیون نگاه میکنند .ومیخندیدن .من هم یک سلامی کردم ورد شدم

در نوزده فرورین دیگه این را یا چشم خودم دیدم وشنیدم وقتی جواد خراسان جلوامد مژگان وزهره اخیانی به او توپیدن که چرا رفتی جلو چراکار خودبخودی میکنی کی به تو گفته که بری مگه من نگفتم جلو حق نداری بری چرا از سرمایه سازمان حفظ وحراست نمیکنید.

من از ان محل که دور شدم دیکه نشنیدم چی میگفتن اینجا فهمیدم که مردن وجلورفتن فقط مال ما لایه پایین  هست ولاغیر که درنوزده فرورین امار را نگاه کنید بیشتر عضوبودن ولایه بالاشش الی هفت نفر بود .بقیه نباید جلو میامدن واین دستور حتی وقتی که قسمت شمال اشرف که بودیم اقای فرمانده گوشی را خاموش کرده بود درحالیکه تماس عقب نشینی داده بودن ولی حضرت اقا گوشی را خاموش کرده وبود وشش نفر مجروح ویک کشته داشتیم وشانس اوردیم که  بقیه تیر نخوردن

اره اینها نمونه هایی از نسل کشی این فرقه هست ومیگوید  این خونهارانمی  دادیم به این نقطه نمیرسیدیم .هروقت کشته یا مجروح میدایم  همین را می گفتن

اصلا جان اعضاهابرایشان  مهم نبود وهمیشه میگفتن شما مال خودتان نیستید .شما مال رهبری وخلق هستید .نه خلق ورهبری .حتی وقتی داستان های اتمی را افشا میکردن درنشستهای  سیاسی من خودم شخصا سوال کردم که ایا این افشاگریها دردسربرای مردم نمی شه ایا مردم زیر فشار نمیرند .جواب  انها ببیند چقدر منصفانه بود .گفت قیمت ازادی را خلق باید بدهد .یعنی برایمان مهم نیست که چی برسرمردم میاد مهم منافع سیاسی خودمان  مدنظر است نه چیز دیگر

باورکنید  هرچه درباره رژیم میگفتن  خودشون این کار را میکردن ولی به شیوه خودشون .یعنی اینها اینطوری ادم را لجن مال میکنند.واین کار را با تعداد کردن وهرکس بیرون بره یا موضع بگیر بغیراز .خائن .مزدور.بریده .جانی ووووو غیره

وکلی  تعهد نامه  ها نشون میدن که من نوشتم .اره وقتی که با شما بودم اگه نمی نوشتم همانجا میگفتید بریده وداره میره به سمت جبهه ی ضد خلق .واگه نوشتم که فردا همین را رومیکنید .ولی نمی دونن ای دل غافل دیگه اون دوران گذشت  که با این مقاله ها ادمها رابدنام کنید ولجن مال کنید .میگویند رژیم ادمها را لجن مال میکند ولی  به اعضایش را نمیکند .رژیم دروغ میگوید .ولی  به اعضاش نمی گوید  .رژیم فریب میدهد ولی  اعضاش را فریب نمیدهد .

بگویم رژیم همه کار میکند ولی  با اعضای خودش اینکار رانمی کند شما با اعضای خودتون که میگوید عضوی از بدن مسعود هستید دروغ میگد فریب میدید لجن مال میکند برده میکنید سرکوب میکنید با سلاح جمع همه ادمهارابه جون یک نفر میاندازند ومیگویند جنگ ایدلوژیکی هستش .وحتی نفراتی که گفته شد خودکشی کردن .ایا این حرف درسته که نفر خودکشی کنه .نه عزیزان اینها قتلهای مشکوک هستش که به امید خدا روخواهد شد .

کار اینها این است که ادمهارا در یک غار نگه دارن تا از دنیای خودشون خبر نداشته باشن واینها بتونن حرفهای  خودشون را درمغز افراد بکارند تا دراسارت بمانند چرا نباید اخبار دیگر کشورهارا نمی  تونم نگاه کنم چرانمی تونم انترنت نگاه کنم چرا نمی تونم سایتهای  دنیا رانگاه  کنم چون  نمی خوان از دنیا ی خودم خبر داشته باشم ودر تصور من دنیا همینجاست ولاغیر که با عرض معذر ت حرفهایم طولانی شد که در مقاله های بعدی  کامل خواهم گفت

نفر جدا شده از فرقه رجوی تیرانا : مالک بیت مشعل – فریاد آزادی