دوستان و مشخصا اعضای این فرقه بخاطر دارند که  طی مدت ده سال بعد از سرنگونی رژیم سابق عراق این فرقه در تشکیلات خود در قرارگاه اشرف در عراق چنانکه همه مان شاهد بودیم جار و جنجال راه انداخت که به زودی توسط امریکا به بهترین سلاحهای روز مسلح می شویم و آمریکا مرز را هم برایمان باز می کنند و پشتیبانی هوایی هم از ما خواهد کرد و طولی نخواهد کشید که همه مان در تهران خواهیم بود!!!!

به گزارش روزنه رهایی : فرقه رجوی بازهم با استفاده از همان شیوه های نخ نما شده قبلی اش اخیرابا جمع آوری جعلیات و دورغپردازیهایش در اطلاعیه های کذایی مجددا آنها را باز نشخوار کرده است و این بار به اسم یکی از لابی های شناخته شده دلاری اش به اصطلاح یک کتاب بنام کمیته ای موهوم که اصلا وجود خارجی ندارد منتشر کرده است.

انتشار این  ورق پاره دقیقا در شرایطی صورت می گیرد که فشار بی امان اعضا در آلبانی برای جدا شدن از این فرقه امان را از انها بریده است و برای جلوگیری از ریزش نیروهای باقیمانده آسمان به ریسمان می بافد. و هر روز به ترفند جدیدی متوسل می شود.

یک روز به اسم برخی افراد جدا شده در البانی اطلاعیه می دهد و با سوء استفاده از شرایط اقتصادی و هم چنین وضعیت بی سرانجام آنها برخی را به استخدام خود در می آورد. و یک روز هم نشخوار های قبلی را باز نشخوار می کند.

این فرقه فاقد حداقل های پرنسیب انسانی است و سعی می کند با جوسازی و دروغ های نجومی وانمود کند که حیات سیاسی دارد. در صورتیکه ننگ ابدی مزدوری این فرقه  برای هر ایرانی وطن پرستی فراموش نخواهد شد. از مزدوریهایش برای ارباب سابقش یعنی دیکتاتور قبلی عراق تا امروز که تمام پایه های وجودی و حیاتش را بر دو عنصر بنا کرده است:

ترامپ و جنگ.

دوستان و مشخصا اعضای این فرقه بخاطر دارند که  طی مدت ده سال بعد از سرنگونی رژیم سابق عراق این فرقه در تشکیلات خود در قرارگاه اشرف در عراق چنانکه همه مان شاهد بودیم جار و جنجال راه انداخت که به زودی توسط امریکا به بهترین سلاحهای روز مسلح می شویم و آمریکا مرز را هم برایمان باز می کنند و پشتیبانی هوایی هم از ما خواهد کرد و طولی نخواهد کشید که همه مان در تهران خواهیم بود!!!!

ماهها یکی از بعد از دیگری سپری شد اما از تسلیح که مطلقا خبری نشد بماند ودیگر از آن شور و فتور و روز شماری برای تحویلگیری سلاحهای مدرن خبری نبود. تا اینکه به تمام مسئولین سازمان خط داده شد که تحت عنوان بریفینگ سیاست سازش و مماشات دروغهای رجوی را به خورد اعضا بدهند که همه چیز درست شده بود ولی این مخالفت وزارت خارجه بود که نگذاشتند به ما سلاح بدهند.

مجددا با اشاره رجوی  سران فرقه دست به دامن ژنرالهای آمریکایی در عراق شدند که حداقل اجازه بدهید ما سلاح شکاری برای دفاع از خود داشته باشیم چون شنیده بودیم هر فردی می تواند سلاح شکاری برای دفاع از خود داشته باشد.

البته قبل تر هم با باج های نجومی دست به دامن ایاد علاوی نخست وزیر عراق هم شدند که اجازه استفاده از سلاح انفرادی را بدهد که او هم اب پاکی روی دست رجوی ریخت و گفت امکان ندارد.

آمریکایی ها هم آب پاکی روی دست سران فرقه ریختند و گفتند شما مجاز هستید که چوبدستی و سرنیزه برای دفاع از خودتان داشته باشید.

همۀ سران فرقه در محاق فرورفتند و طبق اصطلاح تشکیلاتی «واو» شدند یعنی وامانده شدند و در پاسخ به سئوالهای مستمر نیروها که سلاحها چه شد گفتند همه چیز درست شده بود ولی وزارت خارجه جلوی وزارت دفاع پیچید و با سیاست مماشات این اجازه را از دست وزارت دفاع گرفت و لغوش کرد!!!

سران فرقه ولی از رو نرفتند و شروع کردند به آموزش های نظامی و با ساختن سلاح چوبی و هم چنین چوبدستی تمریناتی را شروع کردند که آمریکاییها  جلوی تمرینات با سلاح چوبی را هم گرفتند. شاید خنده دار بنظر برسد ولی من بعنوان یکی از مسئولین ستاد آموزش برای این تمرینات کتاب و جزوه و طرح تمرین تدوین کردیم و حتی مانور گذاشتیم . البته همه بدون استثنا متناقض بودند اما خط این بود که چاره ای نیست و باید یک طوری روحیۀ جنگ مسلحانه را در افراد زنده نگهداشت!!!!

این فرقه اگرذره ای صداقت داشت تمام فراز ونشیب های عراق را که حاصل کثافتکاری های رهبرمفقودش است به رشته تحریر می کشید و منتشر می کرد. نه اینکه کارش مستمرا پاچه گیری اعضا و مخالفینش باشد. البته تقصیری هم ندارد چون اعضای جدا شده تمام جوانب پنهان و کثافتکاری های رهبری این فرقه را علنی کردند.

صداقت و شرافت واژه هایی هستند که دهها سال قبل با کودتای رجوی در سازمان محو و نابود شده اند واز سازمانی که به یک فرقۀ مافیایی تبدیل شده است انتظاری غیر ازاین دروغپرازی و دجالی سیاسی نیست.

بارها دوستان جدا شده در رابطه با اکاذیب این فرقه به مناسبت های مختلف پاسخ داده اند و یا سران این فرقه و بنگاه دروغپراکنی آنرا به مناظره و بحث رو در رو دعوت کرده اند اما هیهات که این فرقه به  هیچ وجه شهامت و جسارت رودررو شدن با افشاگری های جدا شدگان را نداشته و فقط خوابیده پارس کرده است.

فرقه مدعی است که اقای حسین نژاد قبل از کشتار اسیران در اشرف به همراه تعدادی افراد نقابدار در اطراف اشرف دیده شده و ایشان بعد از کشتار اشرف به فرانسه آمده است!!

اولین اطلاعیۀ فرقه با امضای دبیر خانۀ شورای موهومش علیه اقای حسین نژاد بعد از ورود ایشان به فرانسه ژانویۀ ۲۰۱۳  است که در آن علیه ورود وی به فرانسه قلمفرسایی کرده است ولی با آنکه خود فرقه میداند و نوشته و اعلام کرده که ایشان ژانویۀ ۲۰۱۳ از عراق وارد فرانسه شده بازهم با دجالگری و نیرنگ در این کتاب قلابی خود نوشته که ایشان بعد از کشتار اشرف در سپتامبر ۲۰۱۳ یعنی ۹ ماه بعد از آن تاریخ که خودشان اطلاعیه ورود ایشان به فرانسه را صادر کرده اند وارد فرانسه شده است!!!! (در این لینگ اطلاعیۀ فرقه در این مورد را بخوانید)

لینک

یعنی این پدر پیر بازنشسته از فرانسه قاچاقی برگشته عراق و اشرف را که خودش حد اقل بیست سال از سی سال عمر تشکیلاتی اش را آنجا بوده شناسایی کرده است!!! تا به عراقیها که خودشان اشرف را ساخته و بهتر از همۀ ما آنجا را می شناختند و آن موقع هم به جز یک مقر تمام اشرف دست آنها بود اشرف را بشناساند!!!.

پس هر کس چند سال قبل هم به اشرف می رفته از جمله خود این آقای ویدال که به اشرف آمده پس زمینه ساز کشتار بوده!!! پس مسأله مخالف و موافق است که اگر موافق به اشرف بیاید دوست و الا دشمن است و زمینه ساز کشتار؟؟؟!!!!

فرقه رجوی برای خراب کردن چهرۀ مخالفانش همه چیز را امنیتی و تروریستی می کند مثلا چنانکه در این کتاب کذایی شان آمده از ترور یک مدیر تلویزیون در ترکیه که همۀ رسانه ها نوشتند حادثه شخصی و مالی بوده است نتیجه میگیرد که جداشدگان در اروپا مأمور برای ترور ما هستند یا جداشدگانی را که سالیان متمادی در اورسوراواز با خود آنها بوده اند میگوید آمده بودند که اور را شناسایی کنند؟؟!!! آن هم بعد از ۳۵ سال برقراری اور که حتی یک حادثۀ تروریستی هم علیه آن در این ۳۵ سال روی نداده است. (پاسخ آقای حسین نژاد به این اراجیف فرقۀ رجوی را اینجا و همچنین در این لینگ بخوانید).

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/212-2015-08-14-14-44-52

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/198-3

فرقۀ در هم شکستۀ رجوی درنهایت پیسی و واماندگی سیاسی است که از قول نایب رئیس سابق پارلمان اروپا اسامی جداشدگان را ردیف می کنند که آه و واویلااینهاهمیشهبهپارلماناروپا تردد دارند،لابیرژیمزمنیهساز حضور آنهاست.!!!!!. هر کس بخواند اول می پرسد خوب پس خودت چرا و چه جوری میروی پارلمان اروپا و هر روز نفرات علافت مثل آن طاهر تارزن ( این فرد در فرقه معروف به طاهر تارزن است) در راهروهای پارلمان آنجا پرسه می زند تا لابی بخرد.

این فرقه بارها اعلام کرده است که اینجانب اطلاعات داخل کمپ لیبرتی را به رژیم داده ام و بعد از آنهمه اطلاعیه و تکرار مکررات بازهم همانها را در این کتاب به نام لابی خود کپی چسبان کرده است!!

این دروغ دیگر واقعا مرغ پخته را به خنده وا می دارد. اولا این کمپ قبلا متعلق به ارتش امریکا بود که بعد از خروج نیروهای امریکایی آنرا به ارتش عراق تحویل دادند. ارتش عراق هم با توافق سفارت آمریکا و نمایندۀ ویژۀ دبیر کل ملل متحد آقای مارتین کوبلر و کمیساریای عالی پناهندگان آنرا به فرقۀ رجوی تحویل دادند.

نیروهای عراقی در اطراق کمپ از قبل دوربین نصب کرده و بطور ۲۴ ساعته و هفت روز هفته تمام تحرکات داخل کمپ را مانیتور می کردند. علاوه بر این در هشت نقطۀ این کمپ کمتر از دو کیلومتر مربع نیروهای عراقی پست نگهبانی ۲۴ ساعته داشتند.

روزی که عراقیان این کمپ را به فرقه تحویل دادند همۀ امکانات و سیستم های آنرا با نقشۀ کامل و جزء به جزء حضوری و با نقشه تحویل دادند پس نقشه وجزئیات همۀ اماکن و امکانات آنجا را خود آنها به فرقه دادند.

علاوه بر این با یک سرچ ساده در گوگل هم می توان به عکسهای ماهواره ای و نقشۀ این کمپ دسترسی پیدا کرد.

علاوه بر این عراقی ها به طور مستمر در این کمپ برای ملاقات با سران فرقه وکارهای خدماتی مثل آب و فاضلاب و سایر موارد پشتیبانی تردد داشتند.

عراقی ها یک واحد بهداری هم در این کمپ بطور دائم دایر کرده بودند.

همه اعضا از بالا تا پایین می دانستند که هیچ چیز در این کمپ از چشم نیروهای عراقی پنهان نیست.

از همۀ اینها مهمتر این است که اساسا این فرقه هیچگونه اطلاعات سری که رژیم دنبالش باشد نداشته و ندارد به جز قریب به سه هزار نفر که از فرط تنگی مکان از صبح تاشب زیر دوربین های اطراف کمپ و جلوی چشم نیروهای عراقی در هم می لولیدند. آیا این فرقه در صدد عملیات بود یا در حال ساخت سلاحهای عجیب و غریب بود که اطلاعات مهم و سری داشته باشد؟؟!!. نام و مشخصات همۀ افراد را هم که عراقیها فرد به فرد حضوری ضمن سرشماری نوشته و از تک تک ما عکس و اثر انگشت گرفتند لذا دیگر نام و مشخصات افراد داخل تشکیلات این فرقه هم اطلاعات محسوب نمی شود.

اما این فرقۀ کثیف ببینید چطوری دورغهایش را با یک سس ضد رژیمی لعاب می دهد: «اطلاعات داخل کمپ را به رژیم داده است».

این قبیل دروغ های فرقه مربوط به دورانی است که همۀ ما مثل اصحاب کهف در غار بودیم که نه از اینترنت چیزی می فهمیدیم و نه از دنیای بیرون و امکانات واطلاعاتی که هر فرد می تواند به آن دسترسی داشته باشد.

لذا هیچ چیز این فرقه از نیروهای عراقی پنهان نبود. و به قول خود نیروهای عراقی هم که وابسته به رژیم ایران بودند رژیم روزانه آنها را مانیتور می کرده است.

بگذریم که بعد از خروج من از کمپ لیبرتی توسط کمیساریای عالی پناهندگان، بدترین برخورد با من توسط عراقی ها صورت گرفت زیرا من از مسئولین فرقه بودم و آنها نیز به علت جنایتهای سران فرقه علیه عراقیان در زمان صدام، شدیدا مرا تحت فشار قرار دادند و همین مسئله هم باعث شد که من از دست آنها فرار کنم . متأسفانه ما جدا شدگان در دوارن اسارتمان در فرقه با بدترین برخوردها مواجه بودیم و بعد از جدا شدن هم  بلایی نبوده که سرمان نازل نشده باشد.

تنها وسیله و حربۀ فرقه رجوی هم نه از امروز بلکه از سه دهه قبل که رجوی مفقود الاثر با اعمال دیکتاتوری و کودتا سازمانی را به یک فرقه تبدیل کرد استفاده از همین تهمت هاست که هر کس با ما نیست مزدور است و اطلاعاتی،  و با دروغ و شیادی هم یک مشت لاطائلات را علیه او سرهم بندی می کند و وقتی به اوج فلاکت می رسد تمام نشخوار های قبلی اش را باز نشخوار کرده و کتاب تولید می کند آن هم کتابی که چون می داند اگر به اسم خودش بنویسد از فرط بی آبرویی اش کسی باور نمی کند لذا آن را به اسم یکی از لابیهای دلاری خودش در اروپا نوشته و منتشر می کند.

لذا این قبیل کثافتکاری های فرقه کاملا لو رفته ست و دیگربرای حتی نزدیکترین اعضایش هم خریدار ندارد.

سران فرقه باید بدانند که نه از ترامپ آبی برایشان گرم خواهد شد و نه از این قبیل تهمت و دروغ های نجومی  و بدون شک آلبانی برای آنها باتلاقی خواهد بود که پایانی بس دردناک را برای آنها رقم خواهد زد و دلیل این ادعا هم رقم بالای جداشدگان از این فرقه است که هر روز بر تعدادشان در آلبانی و کشورهای دیگر افزوده می شود اعم از افراد داخل تشکیلات و یا آنهایی که خارج از تشکیلات خودرا سمپات فرقه می دانستند که امروز همه شان علنا با سیاستها و ایدئولوژی و استراتژی سران این فرقه مخالفت می کنند.

دل خوش کردن به ترامپ و جنگ و حساب نظامی روی افرادی با متوسط سنی ۵۸ با کلکسیونی از بیماریها سرابی بیش نیست زیرا همین افراد پیر و فرتوت و بیمار و کمتر از ۲۰۰۰ نفر هم دارند مثل یخ آب می شوند یا از تشکیلات فرار می کنند و یا به دلیل فشار طاقت فرسای تشکیلات دارفانی را وداع می کنند.

عیسی آزاده – پاریس