خود فرقه اگر او را در جایی سر به نیست میکرد همه شک میکردند. این کار را در همان کیوسک و زمان نگهبانی انجام میدادند که کسی شک نکند. بهانه هم فرقه داشته باشد که بگویند کار خودش بوده و شلیک ناخواسته بوده و غیره

با سلام می خواهم خاطره ای از کشته شدن فردی به اسم یعقوب در قرارگاه علوی در عراق برایتان تعریف کنم.

به گزارش روزنه رهایی : یک روز عصر بود. در یکی از قسمتهای قرارگاه علوی که بودیم متوجه صدای شلیک روی تپه مجاور که در قسمت شمالی بود شدم. چون شلیک در داخل قرارگاهها چیز غیر معمولی بود بلافاصله از سالن بیرون زده و دویدم که به سمت کیوسک نگهبانی که بالای تپه بود روانه شدم که شهناز یکی از زنهای مسئول آن قسمت جلو من را گرفت که حق ندارم بروم. در این فاصله که با من بحث میکرد که مانع رفتنم شود تعداد دیگری هم آمدند و آن جا جمع شدند که این زن با داد و فریاد همه را پراکنده کرد.

من از آن محل کنار رفته و سریعا خودم را از آن محل دور کردم و خارج شدم و از پشت سالن مجددا به آن محل رفتم. دیدم که خشابی با چند گلوله آنجا افتاده است و دیدم که شخصی به نام حسین زندگی که در پست باید باشد در آن محل نیست. گویا در همین فاصله آن زن این حسین را فرستاده بود که جسد یعقوب را از آن محل با خودرو دور کند که کسی متوجه داستان نشود.

بعد هم یک صحنه ساختگی درست کردند که یعقوب جهت انجام کار فردی از تپه بالا رفته و آنجا به خودش شلیک کرده و خودکشی نموده است. این در حالی است که هیچ کس این حرف را باور نداشت چون یعقوب یکی از بهترین نفرات در برخورد با  پیرامونش بود و همیشه هم سعی میکرد که یک فاصله ای از این دستگاه رجوی و تشکیلاتش بگیرد. درصورتی که تشیکلات او را منزوی کرده بود و اعتماد به او نداشت و مسئولیت جدی به او داده نمیشد.

از نظر من و خیلی از نفرات این کار خود فرقه بود که او را کشته بود که این احتمال داده میشد که نفر هم پستی او این کار را کرده باشد و تلاش کردند محل خاک کردنش و اسم روی قبرش هم زیاد مشخص نباشد چرن از این قتلهای مشکوک در کیوسکهای نگهبانی اولین مورد نبود.

خود فرقه اگر او را در جایی سر به نیست میکرد همه شک میکردند. این کار را در همان کیوسک و زمان نگهبانی انجام میدادند که کسی شک نکند. بهانه هم فرقه داشته باشد که بگویند کار خودش بوده و شلیک ناخواسته بوده و غیره.

من سالیانی که در مناسبات بودم و همینطور در تشکیلات همواره این موضوع و مسائلی دیگر تعیین تکلیف ناشده باقی میماند و این مسئله ذهن من و خیلی از نفرات همیشه بود و هست.

امید به روزی که تمام جنایتهای فرقه با سند رو شود و این جنایتکاران به سزای اعمال خود برسند.

به امید به آن روز

سعدالله سیفی، بنیاد خانواده سحر، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی